تبليغاتX
ترکمن عصرجدید - یادداشت 27 : راه توسعه

یکی از شاخصهای آماری مهم در برآورد میزان توسعه پایدار، شاخص فراوانی است. حال موضوع این توسعه هرچه می خواهد باشد: اقتصاد، صنعت، علم، ورزش، هنر و .... اگر استثناها را فراموش کنیم، می توانیم بگوییم جوامعی نخبگان زیادی را معرفی می کنند که در سطوح پایین خود توانسته باشند فعالان بیشتری را جذب کنند. یعنی تعداد حرفه ای هایی که در نوک هرم ظاهر می شوند نسبت مستقیمی با تعداد آماتورهایی دارند که در کف هرم مشغول فعالیت هستند. ولی ظهور نخبگان صرفاً یک نتیجه در پس این فرآیند است و نه هدف فرآیند. یعنی کشورهای توسعه یافته به علت تعهداتی که نسبت به شهروندانشان دارند، بیش از آنکه صرفاً به نخبگان و نخبه پروری اهمیت دهند به بدنه جامعه یعنی مردم عادی و هدایت امکانات به سوی آنها اهمیت می دهند و البته برعکس کشورهای جهان سوم، در نهایت هم به هر دو هدف خود می رسند!

اینک قصد دارم بعنوان مثالی از پروژه های فرهنگی، از توسعه موسیقی ترکمن سخن بگویم و برای اینکار قدری هم از مفاهیم صنعتی کمک خواهم گرفت:

تولید انبوه:

از بحث بالا توانستیم رویکرد تولید انبوه را نتیجه بگیریم. هدف اصلی سیستمهای تولید انبوه را می توان تولید بیشتر با هزینه های کمتر، با کیفیت تضمین شده در مدت زمان کوتاهتر دانست. به این ترتیب که :

1.       قبل از هر چیز باید زیرساختار لازم برای تولید باید مهیا شده باشد.

2.       سپس تولید بیشتر در زمان کمتر را می توان با افزایش منابع تولید (مواد، نیروی انسانی و ...) و ارتقا تکنولوژی تحقق بخشید.

3.    بیشتر هزینه های قابل کاهش، هزینه های ناشی از تلف شدن زمان، نبود دانش و وجود ناهماهنگی هاست که نتیجه بررسی هریک از این موارد، لزوم استقرار نظم و برنامه مبتنی بر دانش در فرآیند تولید خواهد بود.

4.    تضمین کیفیت یعنی کاهش انحرافات تولید، یعنی حصول درجه ای از اطمینان در مورد ویژگیهای خروجی، یعنی تثبیت حداقلی از کیفیت. برای دستیابی به این مورد نیز معمولاً از استاندارد کمک می گیرند.

1) زیرساختارها:

کف هرم جامعه از آنجا که پایین ترین سطح است، بالتبع امکانات موردنیاز آن نیز به زیرساختار قابل ترجمان است. این زیرساختارها برای بهره مندی در طول زندگی عادی هر نفر (کوچکترین واحد قابل تعریف در جامعه) طراحی می شوند. در اینجا تاکید می کنم که قابلیت دسترسی (Availability) و روش دسترسی مهمترین ویژگیهای یک زیرساختار است. شاید مهمترین بخش از موضوع موسیقی، همانا آموزش آن باشد و لذا نزدیکترین زیرساختار مدرنی که بتوان برای آن برشمرد، مدرسه است. متاسفانه هم اکنون در منطقه چه از منظر آموزش همگانی موسیقی در مدارس و چه از منظر آموزش تخصصی در دانشگاهها، هنرستانها و حتی آموزشگاههای خصوصی موسیقی شدیداً در فقر به سر می بریم. معتقدم روش سنتی آموزش موسیقی در منازل اساتید، درمان درد فروریزیش این موسیقی نیست و  ترکمن عصر جدید به زیرساختارهای مدرن و مطمئن برای دریافت و توسعه موسیقی خود نیاز دارد.

همچنین (همانطور که در بالا اشاره شد) پیگیری موضوعات فرهنگی در زندگی روزمره و حضور این موسیقی در منازل و محل کار مردم مردم برای من اهمیت فراوانی دارد. در این بین رسانه ها می توانند نقش به سزایی در این زمینه ایفا کنند. متاسفانه وضع در این مورد هم ناامیدکننده است و فعلاً تنها رابط عمومی مردم و این موسیقی، برگزاری کنسرتها در مجالس عروسی است.

2) اساتید و منابع آموزشی موسیقی:

متاسفانه از نظر تعداد مربیان موسیقی، منابع آموزشی (شامل کتاب، نوار، سی دی، دایره المعارف موسیقی ترکمن،... ) و تکنولوژی آموزشی نیز شدیداً در مضیقه هستیم و همان داشته های فعلی نیز از نظر کیفیت فرم و محتوا دچار ضعف است. حتی هنوز آثار اصیل موسیقی ترکمن در هیچ مجموعه ای بطور کامل گردآوری نشده است تا چه رسد به اینکه روی آنها مطالعات کارشناسی انجام شود و مواد آموزشی متناسب برای فراگیران تولید شود.

3) دانش و استاندارد:

تنها آن شناختی مفید است که واژه ای نیز به همراه خود داشته باشد. مطمئن باشیم شناختی که به هیچ واژه ای در حیطه زبان انسان مرتبط نباشد، قابل انتقال به غیر نیست و در نتیجه اعتبار آن مورد تردید است. مثلاً وقتی می گوییم "رنگ" در حقیقت توانسته ایم پدیده ای را در جهان تشخیص دهیم و وقتی می گوییم "رنگ قرمز" اکنون شناخت ما از آن پدیده بیشتر شده است. ولی واژه های تنها چندان کمکی به ما نمی کنند. پس باید به کمک سایر واژه های آشنا، تعریفی از مفهوم واژه هم ارائه شود. حتی مهمتر اینکه در نهایت دستاوردها مکتوب شوند. مزیت کتابت دانش در این است که دستاوردها دچار زوال نخواهد شد که همیشه بر غنای آن افزوده خواهد شد. اینگونه است که دیکشنریها و دایره المعارفها شکل گرفته اند. شاید به همین دلیل هم هست که غنای زبانها از نظر معرفت و دانش را با تعداد واژگان آن زبان می سنجند. موسیقی هم دقیقاً مانند زبان قبل از هر چیز نیاز به پژوهش اساسی، شناخت، ابداع واژه ها و تعاریف و تکمیل لغت نامه خود دارد، امری که تاکنون در موسیقی ترکمن تحقق نیافته و محصول قابل روئتی هم در این رابطه مشاهده نشده است. حتی این موسیقی به علت ماهیت خاص خود، علم خاص خود را دارد و اشتباه است اگر فکر کنیم به مدد دانش و استانداردهای تولید شده در غرب که مبنای متفاوتی داشته، می توانیم نیازهای این موسیقی را برآورده سازیم.

اساتید، مربیان، نوازندگان، خوانندگان، فراگیران و حتی مردم عادی به سطوح مختلفی از این دانش موسیقی احتیاج خواهند داشت و فرآیند جذب و پرورش مخاطبان، آموزش فراگیران و تولید موسیقدانان نیز بر اساس این زبان و دانش مشترک پیگیری خواهد شد. وقتی آموزش فراگیران بر اساس استانداردهای طراحی شده مبتنی بر چنین دانشی صورت گیرد، در نهایت می توانیم مطمئن باشیم که فرآیند تولید، حداقل هایی را رعایت می کند و از این نظر انحرافات کیفی تحت کنترل می باشد. البته به خاطر داشته باشیم که لزوماً نباید همه چیز استاندارد شود که این کار از بین برنده خلاقیت و نوآوری است.

جمع بندی :

ترکمن عصر جدید، فراوانی افراد فعال در عمومی ترین سطح از جامعه را در تشکیل آینده جامعه مهم می داند، به زیرساختارهای مدرن در دسترس می اندیشد، ضرورت تولید و رسوب دانش و طراحی ابزارهای مدرن برای هدایت پروژه های اجتماعی را احساس می کند و به بسیج کردن منابع، برنامه کار، نظم و هماهنگی، همکاری جمعی، استحصال نتیجه و تثبیت آن فکر می کند.

در این راستا (ارتقا وضعیت کف هرم)، قبل از همه به آموزشهای عمومی (مهارتهای زندگی) و تخصصی مردم به عنوان نیروی پیش برنده اصلی این پروژه ها بها می دهد و علیرغم وجود مشکلات فراوان پیرامون، همه را به رقم زدن سرنوشت خود به دست خود فرا می خواند.

+ نوشته شده در دوشنبه 30 مرداد1385ساعت 4:38 توسط ارکین بولوت |