تبليغاتX
ترکمن عصرجدید - یادداشت 25 : دیالوگ مردم - دولت

حرفی زیادی برای گفتن باقی نمانده است... تنها با ابزار تاسف شدید خود، می توانم بگویم سهل انگاری مشکوک مقامات قوه قضاییه و زندان اوین در رسیدگی به وضعیت جسمی و روحی منجر به مرگ اکبر محمدی، زندانی سیاسی، که در اعتصاب غذا به سر می برد، مورد پذیرش نبوده و محکوم است.

اکبر محمدی که همانند احمد باطبی و عده ای دیگر در اتفاقات کوی دانشگاه دستگیر شده بود، ابتدا با حکمی بی تناسب محکوم به اعدام شد که سپس محکومیت وی به حبس ابد تقلیل یافت. البته در اینجا قصد ندارم راجع به دلایل این محکومیت و یا عادلانه بودن آن سخن بگویم. فقط می خواهم برخی حقوق زندانیان را به زندانبانان یادآوری کنم. اینکه کسی خبطی مرتکب شده و محکوم به کشیدن جزای آن است، دلیل بر محرومیت او از داشتن حقوق اساسی اش نمی گردد. یک زندانی را می توان به دلیل رفتارهای پرخطر و ناهنجار اجتماعی، از تعدادی حقوق اجتماعی متعارف محروم کرد (هرچند همین مسئله هم امروزه زیر سوال است) ولی حتی در بدترین حالت حبس، نمی توان حق حیات زندانی و بالتبع کلیه مواردی که به حیات او مرتبط هستند را نادیده انگاشت. حتی وقتی محکوم یک اعدامی است، حق بدرفتاری با وی را نداریم.

از گروههای مسلح غیررسمی یا تروریستها نمی توان انتظار داشت که اصول اخلاقی متعارف را بهنگام بروز تنش و اختلاف رعایت کنند. ولی از یک دولت که به نمایندگی از مردم جامعه سعی دارد قانونمندی را نهادینه کند، این انتظار چندان هم بیجا نیست.

اینجاست که باید حقوق اساسی و بشری را بار دیگر برای خود و دیگران مرور کنیم. حتی به نظر می رسد که شهروندان هم باید مسئولانه تر نسبت این مسائل بیاندیشند و سعی کنند به درک و تعریف معقولی از جرم، مجرم و کیفر و حدود اعتبار و نفوذ هر یک برسند. این وظیفه شهروندی ماست که نسبت به اینگونه مسائل اساسی بی تفاوت نباشیم که متاسفانه هستیم! با این وجود انتظار داریم جامعه ای پیشرو از نظر آزادی، قانون و نظم هم داشته باشیم. هنوز فکر می کنم دولت و کابینه هر جامعه ای، برآیندی از مردم همان جامعه است و قوانین نیز انعکاسی است از اندیشه و سطح انتظارات همان مردم. آیا رابطه ای بین ترکیبهای زیر نمی بینید :

مردم خشن- دولتهای خشن، مردم صلح طلب- دولتهای صلح طلب، مردم بی اعتنا- دولتهای بی اعتنا، مردم حساس- دولتهای حساس، مردم قانونمند – دولتهای قانونمند و هزاران ترکیب دیگر که می توان راجع به آنها اندیشید. شاید بهمین دلیل است که می گویند : وقتی دولتی از مردمش می ترسد بدانید آن جامعه آزاد است، ولی اگر دیدید مردم از دولتشان می ترسند، آن جامعه دیکتاتوری است...! خب این رفتار مردم است که تعیین می کند رفتار و واکنش حکومت چگونه باشد ... پس برای آزاد زیستن هم باید یاد بگیریم که حرف آخر این دیالوگ مردم- دولت را همیشه مردم بزنند...

 

در نهايت می توان گفت اکبر محمدی فقط قربانی بی اعتنایی مخالفین نشد، بلکه بهمان اندازه بی تفاوتی موافقین يا بعبارت بهتر ساير شهروندان هم شرایط وقوع چنین رویدادی را تسهیل کرد. بدنبال اين نيستم که بدانم شما یا هرکس دیگری، در این ماجرا موافق بودید یا مخالف تا بالتبع تبرئه یا تخطئه شوید! مهم نیست! زیرا معتقدم لزومی ندارد حتماً طرفدار حزب یا جناح خاصی باشید تا مجاب شوید از کسی یا تزی دفاع کنید. شما می توانستید و می توانید در عین حفظ بی طرفی خود، از حقوق اساسی بشری دفاع کنید ... همانی که بی طرفی در آن جایز نیست...!

+ نوشته شده در سه شنبه 10 مرداد1385ساعت 12:24 توسط ارکین بولوت |