تبليغاتX
ترکمن عصرجدید - یادداشت 23: 7/7 و بمب گذاری های لندن

به خاطر دارم پارسال همین موقع، یعنی 7 جولای، که لندن شاهد بمب گذاریهای تروریستی برنامه ریزی شده از سوی 4 مسلمان افراطی بود، از وقوع چنین اتفاقی بسیار متاسف شده بودم و پیش بینی می کردم احتمالاً من بعد روابط مردم انگلیس با مسلمانان وخیم تر خواهد شد و باید منتظر سرازیر شدن انتقادات شدید دولتمردان انگلیس علیه اسلام و مسلمانان باشیم. ولی به خاطر دارم که تونی بلر، بلافاصله پس از این واقعه گفت: « جامعه بزرگ بریتانیا باید بیش از پیش جامعه مسلمانان انگلیس را در خود بپذیرد و سعی کند آنها را بهتر درک کند». حقیقتش این را شنیدم کمی جا خوردم. ولی بعداً فهمیدم که این حرف چقدر حساب شده، منطقی و قابل تحسین است.

زیرا تونی بلر این را می دانست که منشا خشونت فعلی یا آتی شهروندان، طرد شدن و انزواست و با تدبیری حساب شده از تشدید اوضاع جلوگیری کرد. زیرا همانطور که یک کودک وقتی مورد بی مهری و بی اعتنایی والدین قرار می گیرد، به عصیان و خشونت روی می آورد، رفتار گروهها و طبقاتی که به اشکال گوناگون محروم هستند نیز می تواند انقلابی، انفجاری و خرابکارانه باشد. در حالیکه اگر تفاهم و همکاری وجود داشته باشد، خشونت جای خود را به تساهل و تحمل می دهد. برعکس وقتی ارتباط و تفاهم به حداقل می رسد، برداشتهای ما از دیگران بسیار کور و تاریک است و این پیش انگاشتهای غلط است که زمینه خشونت را مهیا می سازد.

 

می توان گفت عدم تفاهم از عدم ارتباط و تماس ناشی می شود و عدم تماس هم ریشه در شکافهای اجتماعی دارد که بر ما تحمیل می شود. همانطور که در یادداشت 18 گفتیم یکی از مسائلی که باعث تشدید این شکافهای اجتماعی می شود، فرآیند طرد و دربرگیری نزد گروههای مردم است. این فرآیند بسیار خطرناک است که با پررنگ کردن بی مورد اشتراکات و افترافات، می تواند منجر به صف آرایی گروهها در برابر یکدیگر شود. 

 

به این ترتیب تونی بلر، با تاکید بر اهمیت انسجام اجتماعی، وظیفه مردم انگلیس در حمایت از شهروندان مسلمانشان را به آنها گوشزد کرد و به مسلمانان نیز شهروند انگلیس بودنشان را خاطرنشان کرد. بهمین خاطر از خود سوال می کنم اگر چنین اتفاقی در جایی غیر از انگلیس اتفاق می افتاد عکس العمل ها چگونه می بود. در واقع می خواهم مسئله خودمان را از دو بعد بررسی کنم :

·     دولت ایران که باید نماینده تمام مردم ایران باشد، در حقیقت تمام مردم ایران را نمایندگی نمی کند. دولت ایران برعکس دولت انگلستان، پروژه طرد و دربرگیری را در مقیاس وسیعی پیاده می کند. شواهد زیادی برای آن وجود دارد. مثلاً حقوق اقلیتها در ایران هنوز به رسمیت شناخته نشده است یا حقوق شهروندانی که بخاطر مسائل سیاسی در زندان به سر می برند کماکان مشخص نیست. بهمین علت هم زمینه عصیانگری و خشونت در این کشور بسیار بالاست که خود هشداری است به دولتمردان تا اقدامات عاجلی را در این زمینه صورت دهند. البته متاسفانه خشونت فقط از پایین به بالا نیست و در اقدامات دولتمردان نیز خشونت به چشم می خورد. باید دید چرا خشونت در این کشور اینقدر روزمره و فراگیر است.

·     نکته دوم اینکه هرچند فکر می کنم ترکمنها در زمینه های مختلف اجتماعی، سیاسی و اقتصادی دچار محرومیت برنامه ریزی شده هستند، ولی معتقدم خود آنها هم بصورت تاریخی پتانسیل بالایی برای تشدید پروژه طرد و دربرگیری اجتماعی دارند. روشنفکران ترکمن هم باید به سهم خود، در زمینه ایجاد تفاهم با دیگر گروههای اجتماع تلاش کنند و یا حداقل به تشدید هر چه بیشتر شکافهای اجتماعی دامن نزنند. البته موافقم که پیش نیاز این کار، ابتدا اصلاح رفتار دولت و به رسمیت شناخته شدن حقوق پایمال شده آنها باشد.

+ نوشته شده در شنبه 17 تیر1385ساعت 8:51 توسط ارکین بولوت |